عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست ، در زندگی هرکسی را که دوسـت بـداری از او ضعیف تری زیرا برای "راضـی نگـه داشتـنش" حاضری دست به هرکار اشتباهی بزنی ... از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند اینا از اون موقع که گفتن با هم تا آخرش هستیم.... رو حرفشون هستن...حسودیم شد.... بین رک و راست حرف زدن با بی چشم و رو بودن تفاوتی است به ژرفای حماقت نادان... خیلی احمقی اگه فکر کنی آدما تو شوخی دلشون نمی شکنه قله ای که یک بار فتح بشه؛ تفریحگاه عمومی می شه؛ پس مواظب قله ی دلت باش ... بچگی ما که به تیله بازی گذشت میدانی...
پرسیدند : کجا میروی؟
گفت : می روم با آتش ، بهشت را بسوزانم
و با آب جهنم را خاموش کنم ،
تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او بپرستند،
نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم
به این میگن پسر
ما حروم شدیم
.
.
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !
بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نمیشوند !
بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکرند و دستــ نـخورده !
دیده ای ؟!
شنیده ای... ... ؟!
بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـند !
مـــــثل مـــــادر
بعد برا "اون روزاتون" تنگ میشه...،
آخرش...
دلت برا خودت تنگ میشه،...آدمی که تو اون روزا بودی!!!
قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |